نیایشِ ایران و نبردِ دیوان
به نامِ خداوندِ جان و خرد کز او برتر اندیشه برنگذرد خداوندا ای داورِ دادگر نگهدار ایران ز کین و خطر در این روزگارِ پر از فتنه و جوش که دیوان برون آمدند از خروش ترامپ آمد آن دیوِ کینتوز و مست که عهدِ خردمندِ پیشین شکست چو نتانیاهو همان زالِ زشت که در خونِ مظلوم، تقدیر نوشت بُوَد همرهش اپستینِ پلید که چون دیوِ سپید، کس چنان بد ندید ز باختر زمین و ز آمریکا برآید یکی اژدهایِ دغا همان کینِ ضحاک و آن ماردوش ز مغزِ جوانان برآرد خروش به بیداد و کین در دلِ تیره خاک بخواهند ایران شود چاک چاک تو ای داورِ دادِ روزِ نخست بدار این سرا را ز دشمن درست فرست از جهانآفرین بر زمین خِرَد، فرّ و نیرویِ رستم چنین چو رستم نگهبانِ ایران شود دلِ بدسگالان پریشان شود و سیمرغِ فرّخ ز البرز کوه بگسترَد از پرّ خود سایهٔ شکوه برافراز بر بامِ این سرزمین درفشِ کهن، کاویانی چنین که از فرّ کیانی فروزان شود دلِ مردمان جمله ...
